تبلیغات
دکتر محمد حسین فرهنگی نماینده مردم شریف تبریز آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی - مطالب خرداد 1397
چهارشنبه 16 خرداد 1397

در سوگ امام و توفیق تقدیر

   نوشته شده توسط: دفتر ارتباطات    نوع مطلب :عمومی ،


آه زمین و گریه آسمان
آن شب ستاره ها غمگنانه به کوفه می نگریستند و ماه از شرم، خود را با ابرها پوشانده بود. بغض آسمان که باز شد، زمین به حال خود گریست. تنها نه امت، یتیم شده بود، بلکه انسان سند افتخار و برگ برنده خود را در برابر ابلیس گم کرده بود. از در و دیوارهای کوفه ناله می بارید و وحشت سراسر آن را فرا گرفته بود.
کوفه سراسر سکوت است و خاک مرگ، روی شهر پاشیده اند. از آسمان غم می بارد. نگرانی در عمق زمان و لحظه ها موج می زند. علی(ع) در بستر مرگ آرمیده است.
گوش ها که ندای قُتِلَ امیرالمؤمنین را شنیدند، تن ها پای ایستادن نداشتند. مردم گیج و مبهوت شدند و ناباورانه خبر را زمزمه می کردند، همان مردمی که بارها امیر و امامشان، از بی وفایی و پیمان شکنی و سست عهدی آنان شکایت کرده بود، همان مردمی که درباره شان فرموده بود: «ای گروهی که جسمتان اینجا حضور دارد، اما عقل و خرد شما پنهان گشته است.
ای گروهی که فرمان روایانتان گرفتار شمایند، من که امیر و فرمانده شما هستم، خدا را اطاعت می کنم، در حالی که شما از من فرمان نمی برید و معاویه که فرمان روای اهل شام است، خدا را نافرمانی می کند، اما مردم شام از او فرمان می برند. به خدا سوگند که دوست دارم معاویه، درباره شما مردم بی وفا و نافرمان، با من معامله کند. از من سکه نقره بستاند و به من دینار طلا بدهد. ده نفر از شما را بگیرد و یک نفر از شامیان را بدهد».1
آری، همان مردم اینک سخت اندوهگین و افسرده اند و می دانند که روزهای سیاهی پیش رو خواهند داشت.
راستی، مگر علی(ع) چه کرد و چه گفت که مستحق شمشیر زهرآگین شد؟ پاسخ به این سؤال را باید در آن همه فضایل و مناقبی جست که رسول خدا، گاه و بی گاه، در سفر و حضر و به مناسبت مختلف درباره علی(ع) فرموده بود: «وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی اِنْ هُوَ اِلاَّ وَحْی یوحی ».

 تیغ و محراب
ای سرزمین بی‏ ستاره رنگ رنگ! آیا حضور بزرگش، چنان گران بود که طاقتش نیاوردی؟
عمری علی علیه‏السلام ، عصمت تو بود در برابر آسمان و آسمانیان؛ پس چگونه...؟!
هان، ای خاک! تیغی که محراب را سیل‏واره به خون نشاند، مگر جز از قلب تو بیرون کشیده بودند؟
مگر جز این‏که پاره پیکر تو بود؟ آیا شرم نکردی؟
ای مسجد! چگونه محراب خویش را از فواره فرق علی علیه‏السلام رنگین یافتی وا ز پایه فرو نریختی؟!
مروت از کاسه ‏های شیر باید آموخت که هنوز در برابر خانه خلیفه صف کشیده‏ اند؛ اگر چه نیک می‏ دانند که دیگر کار از کار گذشته است.
بستر خالی، هنوز گرم وجود پر حرارتی است که دیگر به هیچ بستری نیاز ندارد؛ گرچه در تمام عمر نیز مردِ بستر نبوده است.
باید دانست که در این «در سجده مردن» چه رازی نهفته است و در این ایستاده زیستن! باید پی به این راز برد که چرا کعبه زادگاه کسی می‏ شود و مسجد، شهادت‏گاهش؟

بی ‏شک آن‏که نخستین نفس را در خانه خدا خویش فرو دارد، آخرین را نیز شایسته است در خانه خدا بازدم کند؛ که این عین، رستگاری‏ست؛ پس حقیقت گفت که: فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَه. و او رستگار شد اما... .
بدا به حال قومی که ب ی‏علی علیه‏السلام شده ‏اند...
وای بر قافله‏ های بی‏ قافله سالار! عنان کاروان آیا زین پس به دست چه کسی خواهد افتاد؟! وای بر همه یتیمانی که جز علی، پدری نمی‏ شناختند!
زین پس آیا چه کسی نان و خرمایی بر ایشان خواهد آورد؟ وای بر همه چاه‏ هایی که زین پس، غریب می‏ شوند. خلیفه تنها و چاه های تنها، عمری باهم از تنهایی بیرون می‏ آمدند. زین پس خلیفه نیست؛ پس چاه‏ ها تنها مانده ‏اند. آیا چه کسی عطش آب‏ها را آبی خواهد نشاند؟!!
طعم تلخ بی‏ علی بودن را حتی امروز می ‏توان چشید؛ طمعی که قرن‏هاست زاده می‏ شود.
اما دروازه‏ های ماه را نگاه کنید که امشب چه گستردگی فراخی دارند.

نگاه کنید که پیامبر، چگونه پرشور به استقبال وصی بزرگ خویش آمده است و خاتون بزرگ عرش نیز که دست در دست پدر، انتظار می‏ کشد. مهتاب، ردّ پرواز مولا را مفروش کرده‏ است. آری! این علی علیه‏السلام ست که پس از سال‏ها، دوباره در کنار فاطمه علیهاالسلام ایستاده است؛ آن‏چنان که به پاس دیدار دوباره، پیامبر بزرگ را در آغوش مهر خویش می‏ فشارد.

شب تقدیر و ثبت سرنوشت است
دعا بر مومن و انسان بخوانیم

برای صیقل روح و روان ها
به دل دریائی از ایمان رسانیم

برای اولین مظلوم عالم
بسی خون دل از چشمان چکانیم

هزاران لعنت و نفرین بسیار
به قاتل های مولایمان رسانیم


برچسب ها: امام علی (ع) ، شب قدر ،

شنبه 12 خرداد 1397

چطور زمینه ناامیدی را برچینیم؟

   نوشته شده توسط: دفتر ارتباطات    

سیاست > احزاب و شخصیت‌ها -دکتر محمدحسین فرهنگی 

جامعه با چشم انداز روشن و مثبت، امیدوار می شود. این چشم انداز را نیز مسئولان و دستگاه های مختلف به طور بخشی و عمومی می توانند ایجاد کنند. ما در خلاء نیستیم. وقتی آن طور که باید به اولویت ها و نیازهای جامعه پرداخته نمی شود، مخالفانی در داخل و خارج کشور وجود دارند که سعی خواهند کرد، از این مسئله به عنوان امر غالب برای تبلیغ یأس و ناامیدی در جامعه بهره برداری کنند لذا مهمترین نیاز ضروری در مقطع کنونی کشور گشودن فضاهای روشن در مقابل چشمان مردم است. نیل به این مقصود با برنامه ریزی های روشن و حساب شده قابلیت تحقق دارد.

البته برای برچیدن بسترهای یأس و ناامیدی باید کلان‌نگر بود و کاری به خواسته های جریان های اصولگرا و اصلاح طلب نداشت. دولت فارغ از گرایش سیاسی مسیری را طی کند و مثال های عینی امیدوارانه برای مردم بیاورد. صرف اینکه گفته شود خیلی کارها انجام شده، کافی نیست بلکه باید در حوزه های مختلف همچون اشتغال، معیشت، فرهنگ و غیره گام های مثبت بردارد؛ به طوری که جامعه احساس کند پاسخ نیازهایش را در آینده می گیرد. این امر با بروکراسی های عادی اداری قابل مدیریت نیست بلکه باید به سمتی حرکت کرد که دیدگاه و چشم انداز مفیدی را مقابل چشمانی که دچار احساس منفی شده به تصویر بکشد.

البته برای برچیدن زمینه های ناامیدی فقط نباید محدود به دولت بود، بلکه جناح های سیاسی هم باید همین مسیر را پی بگیرند و به جای بحث های بی حاصل به سمت پاسخگویی به نیازها و اولویت های واقعی جامعه حرکت کنند. به عبارت دیگر از طرح شعارهای بی نتیجه و بی خاصیت با هدف تأثیرگذاری در حوزه سیاسی پرهیز کنند و تنها هدف و رویکردشان این باشد که کارآمدی‌های خود را نشان دهند. اما اگر جناح های سیاسی به سمت بحث و درگیری های بی فایده بروند، باعث بی اعتمادی در جامعه می شوند که به نفع هیچ کدام از جریان های سیاسی نخواهد بود چراکه یأس و ناامیدی را در جامعه بیشتر می کند.